تبليغاتX
roze ashegh

roze ashegh

گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است

find love

 

 

اینتر نیز کلیدی برای زندگانی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:16  توسط nadiya  | 

زندگی

به نام خدایی که انسان را همراه با شادی و غم آفرید

و بعد از هر سختی و شکنجه، آرامش را فرا رسانید.

خدایی که رحمتش چون آسمان و کرمش چون دریا فزون است.

نمی دانم که این نامه را برای چه کسی می نویسم...

زندگی را با مشکلاتش قبول دارم...

با بی اعتنایی هایش...

با بی اعتمادی هایش...

و با تمام کنایه هایش...

زندگی را با تمام دردهایم دوست دارم...

بارنج هایش...

نگرانم برای دیدن نگرانی های عزیزانم...

نگرانم برای دیدن نگرانی های عزیزانم...

نگرانم برای دیدن نگرانی های عزیزانم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:20  توسط nadiya  | 

کجاست؟

می نویسم برای آنکه دوستش دارم برای آنکه با یاد او زنده ام  برای آنکه برای او می میرم.

 

 

می گذرد این روزهای سخت و تلخ می گذرد این نقطه ضعف های همیشگی می گذرد بی هدف بودن مگذرد تنها بودن اما چگونه؟

 

 

رها کردن از بند ازادی، خلاصی از جنگ و دعوا، عشق و صلح ، ساده و پاک اما چگونه؟

 

 

کجاست آن صمیمیت همیشگی؟ کجاست آن راحتی برای راه رفتن؟ کجاست کجاست کجاست؟

 

 

آه بیا که نیازم به عشق است ، به حروف دهانت ، به زیبایی کلمات به هم ریخته ات ، عشق به وجودت ، راحتی  صدایت ، شیوایی سخنانت ، ناز و ادای بی عشوه ات ، کجاست آن همه دوست داشتن کجاست؟

 

 

دیگر هیچ واژه ای برای با تو بودن نمی خواهم خودت را می خواهم و دیگر هیچ ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 11:22  توسط nadiya  | 

دور اما چه قشنگ . . .

دور اما چه قشنگ .  .  .

 

 من که بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

                                                           

                                                           من خودم بودم ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزید

  من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

 

                                                                                     گر چه در حسرت گندم پوسید ،

             

               من خودم بودم و هر پنجره ای که به سر سبزترین نقطه بودن پیدا بود

                                                                           و خدامی داند بی کسی ازته دل بستگی ام پیدا بود . . .

 

من نه عاشق بودم ونه دلداده گیسوی بلند ونه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام فهمید

 

آرزویم این بود                               دور اما چه قشنگ . . .                    که روم تا در دروازه نور . . .

که شوم خیره به شفافی صبح

                      من چه غافل بودم وبا خود می گفتم، روشنی نزدیک است تا دم پنجره ها راهی نیست .

 

من نمی فهمیدم که چه جرمی دارد دست هایی که تهی است .

                                                                  و چرا بوی تعفن دارد گل سرخی که به گلخانه نرست .

 

من چه خوشبین بودم . . .  همه اش رویا بود و خدا می داند . . .

سادگی از ته دل بستگی ام پیدا بود . . .


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 16:27  توسط nadiya  | 

افسوس

عشق در دل میروید نه در آسمان                                 خداحافظ برای تو چه آسان بود

عاشقان در دل اند نه در دیدگان                                   ولی قلب من از ابن واژه در گریان بود

عاشقی حس عجیبی است بدان                                    خداحافظ برای تو رهایی داشت

عاشقی شور عجیبی است بدان                                    برای من غم تلخ جدایی داشت

                                                                          خداحافظ طلوع من غروب من

                                                                           خداحافظ تو ای محبوب خوب من

 

 

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده          

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده                            

 

                                                                 مرگ آن نیست که در قبرسیاه دفن شوم

                                                                مرگ آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم

اشک که بیرنگه درد عشقه

خون که قرمزه رنگ عشقه

        

                                                              چقدر سخته سرتو دوباره به دیواری تکیه بدی

                                                              که یک بار زیر آوار غرورش له شدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط nadiya  | 

دوستت دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 18:1  توسط nadiya  | 

معشوق

 

هر خزانی را بهاری است

و هر بهاری را خزانی

مرگ وزندگی چنان در هم تنیده اند

که گیاه با خاک

                آنسان از هم جدایند

                که آسمان از زمین

راستی چه چیز می تواند جاذبه خاک را بشکند

وما را از این سیاره کوچک معلق به بیکرانه ها ببرد؟

به راستی که حقیقت زندگی عشق است

و زندگی بی عشق سرابی بیش نیست

چگونه می شود جاودانه شد و حصار زندگی

و ترس را شکست

                    و از هر دو فراتر رفت،چگونه؟

سرچشمه آن رنج آسمانی که امن ابدی را

ارزانی می دارد کجاست؟

                  "آیا ما از خقیقت وجود

                                            خود غافل شده ایم"

                                                        تقدیم به بهانه زندگیم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:51  توسط nadiya  |